تبليغاتX
این،من یا بدل من - من به سر وقت خدا می رفتم
و می نویسم تا به یاد داشته باشم
رفته بودم لب حوض

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب

آب در حوض نبود!

ماهیان می گفتند : هیچ تقصیر درختان نیست

ظهر دم کرده تابستان بود

پسر روشن آب،لب پاشویه نشست و

عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد

به درک راه نبردیم ، به اکسیژن آب

برق از پولک ما رفت که رفت

ولی از آن نور درشت، عکس آن میخک قرمز در آب ،

که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل میزد

دل ما بود ،روزنی بود به اقرار بهشت

تو اگر در تپش باغ خدا رادیدی ،همت کن

و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

باد می رفت به سر وقت چنار

من به سر وقت خدا میرفتم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/19ساعت 0:15  توسط سایه |