تبليغاتX
این،من یا بدل من - فقط مال من باش
و می نویسم تا به یاد داشته باشم

دوست دارم حرفهایی بزنم از جنس ناگفتنی ، چیزهایی بنویسم از جنس نانوشتنی ، فریادی برکشم ناشنیدنی ، اشکهایی بریزم نادیدنی.

چه حس غریبی دارم، مثل احساسی بین ماندن و رفتن ، بین پابند شدن و رها کردن ، بین اهمیت دادن وبیخیال شدن .مثل احساس بین اسارت و آزادی .مثل احساس بین هر دوراهی .

کاش می شد گفت ،می شد نوشت ، می شد فریاد زد.

آدمها تشنه محبتند ، همه مان خوب می دانیم . اما ...

اما محبت را گدایی باید کرد ؟ درخواست باید کرد ؟ یا ...؟

خسته ام ، مرددم و دل چرکین از خیلی ها .

دلم کثیف شده ، خاک گرفته ، لک برداشته . من از چیزهای کثیف بدم می آید ،لجم می گیرد . می خواهم تمیزش کنم ، پاکش کنم .اما...

اما نمی شود انگار . نمی شود!

خدایا ! باش . همینجا . روبروی من . من با تو حرف دارم . نگو وقت نداری ، من حرف دارم .حرف.

من گم شده ام . راه را گم کرده ام .

تو کجایی؟ من هیچ کس را نمی خواهم ،من دنبال تو میگردم . من آغوشت را می خواهم . می خواهم برایم لالایی بخوانی . می خواهم فقط مال من باشی . من تو را به هیچ کس نمی دهم .

آرامم کن .آرام . من رمیده ام .رمیده ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/18ساعت 0:9  توسط سایه |