![]() |
![]() |
|
| و می نویسم تا به یاد داشته باشم |
|
زمانی آنقدر رقیق القلب بودیم که هر اتفاقی پیری از ما در میاورد که نپرس.
حالا ما نمی دانیم قصی القلب شده ایم یا مشنگ که هر چه بیشتر می گذرد بیشتر به خاصیت سیب زمینی گرایش پیدا می کنیم! نمی دانیم ما خود خواسته اینگونه شده ایم یا جور زمانه ما را وادار به این کار کرد! ولی فکر می کینم بیشتر شبیه به کرگدن شده باشیم تا سیب زمینی! وصف پوست کلفت این جاندار عزیز را که شنیده اید؟! به هر حال ما فعلا در کف خودمان بسر می بریم . البته تا اطلاع ثانوی.
پی نوشت 1: زدیم تو حال همه ی تشویق کنندگان به آپ کردنمان ! چه می کنه این سایه! پی نوشت 2: چندی است از این پی نوشت نویسی بسی خوشمان آمده و دوستش میداریم! پی نوشت 3: مربا بده بابا !! پی نوشت 4: ما مظفر خان زرگنده ،فروغ بابا ، کامران خان ، نازی جون و بردبار خان و.. می خواهیم!! هوس کرده ایم اساسی. پی نوشت 5:ای لعنت بر هر چی رسانه ی ملیه که هر سالش دریغ از پارسال می باشد. پی نوشت 6: چرا علم عزای ما همیشه افراشته است و هنر شادبودن را ازیاد برده ایم؟! چه کسی در این رسانه ی ملی!! مسئولیتی برای شادمان کردن ملت دارد؟ پی نوشت 7: مهران مدیری کجایییییییییییییییییییییییییییییی؟! بیا که دق کردیم از بی نود شبی هایت!( که البته آخرش میشود همان 135 شب!) پی نوشت 8: راستی تا یادم نرفته! ظاهرا این پست قبلی ما بعضی دوستان رو سخت به صرافت این انداخته که این کودک دلربای ما کیست و تا بحال کجا بوده؟! خب در جواب دوستان باید عرض کنم که این کودک ما بود دیگه ! همین . شما هم کودک خودتان را رونمایی کنید! پی نوشت 9: خودمان هم می دانیم که چقدر خوب موضوع را روشن و واضح نمودیم ، قابلی نداشت نیاز به تشکر نیست! پی نوشت 10: از قدیم گفته اند تا 10 نشه بازی نشه! پی نوشت 11: این پست خیلی نیاز به علامت تعجب(!) داشت ها!!! هیچ دقت کرده بودین؟! پی نوشت 12: همینجوری الکی ! پی نوشت 13: خیلی حال داد این پی نوشت نویسی امشب ها! پی نوشت 14: !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/12/10ساعت 23:47 توسط سایه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و شاید که خدایی در این نزدیکی است...
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|