تبليغاتX
این،من یا بدل من - خودت عنوانشو بذار!
و می نویسم تا به یاد داشته باشم
حالم به هم می خوره از این همه مقدس مآبی . از این همه ریا کاری .

هر چی می خوای خودتو بزنی به کوچه ی علی چپ ، بازم ول بکن معامله نیستن.

چپ میری تظاهر ، راست میای تظاهر.

اه. بسه دیگه.

دیگه گندشو درآوردین .

آدم باید صبح تا شب خودشو به گنگی و نفهمی بزنه . که چی ؟ که به تریج قبای فلان امامزاده ی خود ساخته ی این و اون بر نخوره.

بس کنین دیگه. بس کنین.

بعضی وقتا واقعا به این نتیجه میرسم که خیلی از آدما چیزی جز یه میمون دست آموز تقلید کار نیستن .

اینم شد زندگی؟

هر کی از یه ور بوم افتاده . یکی داره خودشو با خدا و پیغمبر خفه می کنه ،اون یکی غصه ی هر روزش اینه که نکنه از تریپ بقیه کم بیاره.

دریغ از یه جو عقل ، یه ارزن فکر!

حالا هی بالا برین پایین بیاین بگین وای حسین رو کشتن .

فقط همینو یاد گرفتن. اینکه هرسال حسینو ببرن کربلا سر ببرن.

خب آدم مفلوک بیا یه کم فکر کن که چرا کشتنش .

این همه حرفای تکراری چی به اون معنویاتتون! اضافه می کنه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/23ساعت 0:29  توسط سایه |