![]() |
![]() |
|
| و می نویسم تا به یاد داشته باشم |
|
خواب دیدم . همیشه خواب می بینم. درخواب می بینم ، همه ی چیزهایی که در بیداری نمی بینم یا نمی خواهم که ببینم. در خواب هایم ، همه از من طلبکارند. نگرانی ها را با خود به خواب می برم و خواب هایم آنها رو دوچندان کرده وتحویلم می دهد در خواب آرامه هایم را نمی بینم من آرمان شهری نمی بینم ، اسب سپیدی یا بهشت خیالی یا... یا خویشتنی از خود که دوستش بدارم. از بیداری به خواب و از خواب به بیداری پناه بردن ! مسخره است ولی هست. اما از خواب بدم نمی آید. هنوز! شاید هنوز به دیدن خواب هایی شیرین امیدوارم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/09ساعت 22:34 توسط سایه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و شاید که خدایی در این نزدیکی است...
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|