![]() |
![]() |
|
| و می نویسم تا به یاد داشته باشم |
|
نمی دانم جهان را باید چه اندازه عظیم پندارم تا در اوهام ابهت آنچه در آن است نمانم و نمی دانم جهان را باید چه اندازه حقیر پندارم تا در حقارت آنچه درآن است انگشت به دهان نمانم! جمع اضداد است اینجا و هرجا . هر کس در خیال خود کسی است بی مانند! غافل از آنکه بی مانندهای زیادی ،مانند هم آمده اند و بوده اند و رفته اند. آری! هیچ کس مانند من نیست و همه مانند من اند. درکش مشکل است . نه؟ خود این تناقض نوعی تساوی است شاید! وشاید هم رابطه ای است تا بین کثرت و وحدت تناسب بیافریند، شاید! شاید هم زاییده ی وهم است شاید! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/11ساعت 22:33 توسط سایه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و شاید که خدایی در این نزدیکی است...
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|