تبليغاتX
این،من یا بدل من - بزرگ شو!
و می نویسم تا به یاد داشته باشم
من دنیا رو زیادی جدی گرفتم  یا ...
پرم از احساساتی گنگ و نامعلوم .
نمی دونم چی ارزششو داره وچی نه .
احساس بلاهت می کنم وقتی زرنگ بازار بقیه و ساده اندیشی خود رو مقایسه می کنم.
همه چیز که معامله پذیر نیست .
هست؟
و هر چیزی که انتقام پذیر نیست.
هست؟

 

با که نجوا می کنی کودک ساده دل؟
کودکیت را باید خیلی پیشتر می سپردی به دست باد اما...
تو در کدامین گوشه و زاویه وجودت قایمش کردی ؟
یادم می آید ، تو حتی تقلب کردن بلد نبودی !  می گفتی بیزارم از تقلب .
حالا بگو ،تقلب کودکیت را کجا جاساز کرده ای؟
هر چند ...
دیگر مهم نیست این چیزها
تو باید پیش از اینها راه و رسم بزرگ شدن را می آموختی!
نبود کسی که بیاموزدت برای بزرگ شدن باید تقلب های بزرگتری در چنته داشت؟
باز هم مهم نیست
چون ، زمانه خود به تو خواهد آموخت!
همانطور که هر روز به تو می آموزد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/01ساعت 20:24  توسط سایه |