تبليغاتX
این،من یا بدل من - مطلع
و می نویسم تا به یاد داشته باشم

به نام کسی که ،چه خوب است باشد

در عوض نبودن خیلی کس ها در خیلی وقتها .حتی اگر توهمی بیش نباشد .حتی اگر رویا وخیالی شیرین باشد.

و می داند که چقدر دل خسته ام ،چقدرملول و آزرده خاطرم . چقدر گیج و سر در گم . و پر از بغض

وای که چقدر دل تنگ نوشتن بودم با خیالی آسوده . مأمنی پیدا نمی شد برای حرفهایی چون این ، برای دل نوشته ها. شاید اینجا باشد، مأمن من ،آرامگاه خوبی برای آرام گرفتن حرفهایم.

کاش می شد با صدای بلند ،خیلی بلند ، فریاد کشید. کاش می شد همه دغدغه ها را یکجا فریاد کرد. کاش کسی نمی شنید. کاش می شد با خیال راحت برای مدتی هر چند کوتاه ، قید با شخصیت بودن را زد و همچون دیوانه ای سر به این کوچه وآن کوچه گذاشت و پرسه زد و اشعارکودکانه خواند و پشت سر هم حرفهای بی ربط زد وسر آخر به همه چیز قاه قاه خندید، طوریکه همه از خنده ات خنده شان بگیرد ،به جای تو خجالت بکشند ،آب شرم بر پیشانیشان بنشیند و حسابی سرخ شوند .

نمی دانم چرا حرفهایم را گم می کنم ، باید دنبالشان بگردم تا جاری شوند . انگار که بازیشان گرفته. شاید هم خجالت کشیده اند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 14:37  توسط سایه |